تبلیغات
 این زن - 53
وقتی یکی از دوستای نزدیکش شهید میشه و توی بغلم میزنه زیر گریه...
نمیدونم چجوری آرومش کنم و اصلا توی این شرایط باید چی بگم...
میرم براش آب میارم ولی آروم نمیشه...
عکسهای دوستش و مداحیهاش (چون مداح بود) رو صدهزار بار نگاه میکنه و اشکهاش بیشتر میشه...
میرم یه گوشه میشینم...
ساعت گوشیمو نگاه میکنم... دو ساعته که داره گریه میکنه...
میاد سرشو میزاره روی پام...دست میکشم روی موهاش...
میگه:
من اگه تورو نداشتم باید چیکار می کردم... کی منو به این خوبی آروم می کرد...
+




فکر میکردم جنگ دیگه تموم شده... فکر میکردم همون موقع که قطعنامه امضا شد تموم شد... همون سال.
پسرای کوچمون اکثرا سوریه ان...
پسرای خوبِ کوچمون...
ولی انگار جهاد هنوز ادامه داره...
حرفِ خونِ شیعه اس.


پیامبر (ص) : جهاد زن صبوری بر اخلاق بد شوهرش و جهاد مرد جنگیدن درراه خداست...

نتیجه گیری برای خودم:
اونا کجان و من کجام! پی خاله زنک بازی و مادرشوهر پدرشوهر و حرف مردم و چیزای الکی پَلَکی...


تاریخ : 5 اسفند 94 | 13:40 | نویسنده : سمـــا ... | نظرات