تبلیغات
 این زن - 49
دیدین چی شد؟ هاهاها... هه هه هه... هو هو هو...
و باز هم من توسط امیر سوپرایز و شرمنده شدم!
انقد توو حموم رقصیدمممممم که نگیددددددددددددد... از پا و کمر افتادممممممم...
حالم خیلی خوووووووووووبه...
میخوام انرژی مثبتم بهتون منتقل بشه.
شد؟
پس همه رقاصاش بیان وسط.... آآآآآآآآآآآآآ...
هله هله هله...
آها آها...
یکی دو ماه پیش (چون گوشیش خراب شده و گوشی منم داره داغون میشه) بهش گفتم بیا گوشی بخریم. اونم سِت!
اوشون چی فرمودند؟
فرمودند برو بابا!
اومد و خیلی بی مقدمه کادو رو گذاشت بغل بنده
و دیدم یه چیزی توی جعبه داره میلرزه...
بازش کردم و بااین خوشگله مواجه شدم 
وااااااااااااای خیلی دوسش دارم....
مدلش S5
مال امیر هم دقیقا همینه با قاب مشکی...
واسه من مسی رنگه... قابش ولی فیلوزه ایه...
خیلی خوجحالمممممممم...
بعد از این همه بالا پایین و کشمکش حقم بود. نه؟
بیشترتر خوجحال شدم وقتی فهمیدم که روزهای قهرمون رفته و خریدتش...
بگردمش...
حضرت عشق منه دیگه...
آ راستی...
امیر اینستاگرام و تلگرام و کلش نصب کرده...
از این به بعد منتظر باشید تا بیام و ...س ناله تحویلتون بدم دیگه
که همش توو گوشیه و بهم توجه نمیکنه و اوه خدای من
ولی علی الحساب بیاد قرش بدیممممممممم
قر توو کمرم فراوووووونه...

برچسب ها: وقتی...،
تاریخ : 26 بهمن 94 | 19:54 | نویسنده : سمـــا ... | نظرات