تبلیغات
 این زن - 3
یه اخلاق عجیبی که امیر داره اینه که وقتی مثلا هفت هشت روزه باهم هیچ دعوایی نکردیم، روز هشتم یا نهم بهانه گیر میشه و سعی داره دعوا راه بندازه! به حرفام گیر میده. به رفتارم. حرکاتم. محکم گازم میگیره که کبود بشه و حرصم دربیاد و باهم دعوامون بشه و...! چرا اینجوریه؟ اصلا درک نمیکنم! انگار حس میکنه زندگی خیلی موتون وار شده و یه دعوا باید یکم بهش هیجان بده! مثل همین دیشب که سعی داشت دعوا راه بندازه و من بااینکه امروز قرار بود پر.ی.و.د بشمُ کاملا بی اعصاب بودم قضیه رو جمع کردم و دعوامون نشد. دلم میگیره! از اینکه زنم و سنگ زیر آسیاب! از اینکه حتی وقتی خودم بشدت به محبت احتیاج دارم و مامانم داره به مرز جنون میکشوندم باید مواظب احساسات امیر باشم! از اینکه سه چهار روزه بهش اس ام اس میدم جواب نمیده و زنگ که میزنم میگه سرم شلوغه!

کتابایی که امیر برام خریده.




لوازم تحریری که برام خریده.



تاریخ : 8 مهر 94 | 16:04 | نویسنده : سمـــا ... | نظرات